|
|
(قبل از هرچیز شرمنده همه بروبچز نتکایی و غیر نتکایی ! چون که این پست جمعه ۲۹ دی آماده شده ولی به دلائــــــــــــــلــــــــــــــی (دلائلش زیاد بوده خب !) امروز یعنی ۴شنبه ۴ بهمن آپ میشه !!! ) امتحانات ترم اولم که تموم شد و دیگه حالا همه جا حرف از همایش 86 ! دیروز دومین جلسه رسمی (!!) نتکا 5 با حضور آقایان جهانی و رحیمی، گروه علمی و گروه اجرایی نتکا تشکیل شد ! مصوبات جلسه که خب چیزای خوبی بود ! آره دیگه ! نتکا نزدیک است ! پس عجله کنید که از غافله نتکاییون عقب نمونید !!! اولین گام : فرم ارائه چکیده طرح آهای اونایی که هنوز طرح ندادید و گذاشتید واسه دقیقه 90 ! الآن دیگه نزدیکای دقیقه 120 ایم ها ! بدویید ! اولین گام نتکا تهیه ی فرم های چکیده طرح بود که با موفقیت و به موقع (!!) آماده شد ! دومین گام : جلسه ای با حضور فارغ التحصیلان و جمعی از دانش آموزان سال دومی (!!) گفتیم یه دو تا نظرم از دانشجویان گرامی که فارغ التحصیل مدرسه ما هستن و هرچی باشه در زمینه ی نتکا یه دوتا پیرهن (...!) بیشتر از ما پاره کردن داشته باشیم ! بعد از کلی همهمه و سرو صدا بالاخره همه ساکت شدند و جلسه با حرف های آقای جهانی وسط راهرو شروع شد ! اون جلسه دیگه واقعا خیلی پر بار بود ! یه سری از این فارغ التحصیلا واقعا فعال بودن ! آقای جهانی داشت حرف میزد که صدای موبایلشون در اومد ... بله دیگه ! یکی از همین آقایون فعالی بودن که گفتم ! طرف تا آخر جلسه مشغول بود هی شماره این و اونو میگرفت ! یکی دیگشونم هر 5 دقیقه یه بار می گفت آقای جهانی نهار که نمیدی ! بذار بریم دیگه !!!!!! منو میگی : ولی خب خدایی بعضیاشون نظرای خوف خوف هم میدادن ! بعد از طرفی هم یه سری از این دومیامون با تشخیص خودشون تشریفشونو آورده بودن که مارو از اظهار فضل خودشون بهرمند کنن !!! بریم سراغ گام بعدی ! سومین گام : فرم نظرخواهی !! بعدش با کلی امید و آرزو رفتیم سراغ فرم نظرخواهی نتکا 5 ! نشستیم با کلی پر پر زدن هر جوری بود یه برگه A4 آماده کردیم که بفرستیم به چندتا از مدرسه های کاشان ! چقدرم که این پرسشنامه ها پر بار بود ! چهارمین گام : جلسه ای که دیروز تشکیل شد دیگه !!! به منظور تعیین مواضع و تقویت قوای زیر ساخت های نتکا 5 و به جهت شفاف سازی فعالیت ها (n تا !!!!) باز هم تصمیم گرفتیم که جلسه ای داشته باشیم پر بار تر از دفعه قبلی !
ولی به درد حالا نمیخوره که بگم !![]()
![]()
![]()
![]()
واسه همین هم فک کنم اونارو واسه پنج شنبه 30/9 خبرشون کردیم که بیان ! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ولی خب دیگه ! با حمایت کادر مدرسه و باز هم کلی پر پر زدن فقط تونستیم 30 برگه شو قبل از شروع امتحانات ترم اول بفرستیم فرزانگان !!!!
که اونم دیروز 24 برگش به دستمون رسید ! حالا این 6 تا برگه رو کی بلند کرده دیگه خدا میدونه !!!! ![]()
![]()
باز خوبه تقریبا همه سوالاش گزینه ای بود وگرنه که دیگه یه خط هم نمیشد تو این برگه نظرخواهی پیدا کرد !!
... بــــــــگذریم ! ![]()
![]()
![]()
البته این جلسه هم مثله جلسه های بین بچه ها خیلی دوستانه و با شادی خاصی همراه بود که سهم مشاور عزیز ، که مثل ما با شکم گشنه مونده بودن ، چشم گیر بود !
توی جلسه یه سری چیزای خوف و جالبی بررسی شد و بعضی ها هم تا مدیر منصرف نشده بود بعضی چیزا رو نوشتن که خوب شد !!! ![]()
البته یکی از مهم ترین نتایجی که از این جلسه ما گرفتیم این بود که ما به هر شکلی برنامه ریزی کنیم ، یه سری از مدارس برنامه ریزی مارو خراب می کنن!
( به خاطر اینکه بین مدرسه ی ما و فرزانگان حرفی پیش نیاد اسم اون مدرسه رو نمی بریم ! ![]()
)

+ نوشته شده در جمعه 29 دی1385ساعت 12:19 توسط ShY PrincE |
سلام خدمت تمامی نتکا دوستان و نتکاییان ! امیدوارم امتحانات رو خوب ویا عالی بدین ! اومدم فقط یه نکته ای رو در رابطه با نتکا بگم ! اونم اینکه خدارو شکر امسال نتکا منظم تر از سال گذشته داره کار می کنه ! طبق برنامه ریزی انجام شده مهلت فراخوان طرح ها تا پایان آذر ماه بود ! که مهلت تمام شده !!! می دونم دیر گفتم ! چون وقت نکردم ! اما همین رو بگم که ان شا الله با کمک همه ی دوستان نتکایی پرشکوه رو خواهیم داشت که تا سال های سال اسم نتکا۵ رو هیچ کس فراموش نکنه ! (اینم نکته اخلاقی برای دست اندر کاران نتکا تا سکوت رو بیاموزند)
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 دی1385ساعت 19:56 توسط SataniC PrincE |
سلام به تمام افراد
احوالتون چطوه؟ من که خوب نیستم
. حسابی سرماخوردگی و اینا....![]()
این پست آخرین پست آزاد در وبلاگ نتکا هست.
از این پس به خاطر شروع شدن مقدمات کارهای نتکا ۵ام پست ها به صورت اختصاصی در مورد نتکا خواهد بود.![]()
من هم از این به بعد مطالب آزاد رو توی وبلاگPrincesofT خواهم زد.![]()
![]()
تا اولین پست اختصاصی نتکای ۵ خداحافظ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 13:8 توسط ShY PrincE |
نظر بدین لطفاً
+ نوشته شده در سه شنبه 9 آبان1385ساعت 0:30 توسط ShY PrincE |
اهل سمپادم تا كه با خوردن چاي و شكلات شعر از شاعرش نظر یادتون نره
روزگارم هي... بد نيست
جيب خالي دارم. خرده پولي، سر سوزن عقلي
اوستادي دارم بهتر از عزرائيل
درسهايي، بدتر از تلخي زهر
و كلاسي كه در اين سمپاداست
جنب دستشوئيها، جنب بوفه ی خراب
من يه سمپادیم
هيكلم ني قليون
چشمهايم كم سو، كلهام هم بيمو
درس كفاره من
من جنون را هر دم، لا به لاي جزوهها ميبينم
در جزوه من جريان دارد چرت، جريان دارد پرت
همه فكر و توانم متزلزل شده است
جزوههايم را وقتي ميخوانم
كه امتحانش را استاد، گفته باشد فرداست
برگه تقلب را من، پي غفلت استاد عزيز، ميخوانم
پي خونسردي خود
اهل سمپادم
پيشهام بيكاريست
گاه گاهي، ميروم توي كلاس، یا ميروم تا تريا
ايندل سوختهام خنك شود
چه خيالي، چه خيالي.... ميدانم
از پس ناچاريست
خوب ميدانم، آخر ترم هم باز
كار من زاري و در به دريست
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 آبان1385ساعت 0:27 توسط ShY PrincE |